تبلیغات
نقطه سر خط - مطالب اجتماعیات
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393

راه محسن شدن

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :آیات و روایات ،اجتماعیات ،دست نوشته ها ،

بسم الله الرحمن الرحیم

راه محسن شدن

الامام الصادق علیه السلام : فی قول الله عزوجل انا نراک من المحسنین : کان [یوسف علیه السلام] یوسّع المجلس و یستقرض للمحتاج و یعین الضعیف .[1]

امام صادق علیه السلام درباره سخن خداوند متعال از قول برادران جناب یوسف به ایشان که می گویند : ما تو را از نیکوکاران می بینیم ، می فرماید : [جناب یوسف علیه السلام ] محل نشستن را گشایش می داد (یعنی برای وارد شوندگان جا باز می کرد) ، برای نیازمند وام می گرفت و به ناتوان کمک می نمود .

در جریان حضرت یوسف صدیق پس از اینکه با برنامه ایشان ، جناب بنیامین از همراهی با برادران منع می شود ، برادران جناب یوسف که هنوز ایشان را نشناخته اند ، به ایشان عرضه می دارند که به جای نگه داشتن او یکی از ما را نگه دار ، چرا که او پدر پیری دارد . ما تو را از نیکوکاران می بینیم . (سوره مبارکه یوسف آیه 78 )

محسن بودن انسان چیزی است که برای دیگران هم آشکار می گردد و افراد در برخورد با انسان نیکوکار ، به احسان او پی می برند . ظاهرا برادران جناب یوسف هم با دیدن رفتارهای ایشان و یا شاید شنیدن اوصاف آن حضرت ، به نیکوکار بودن او اعتراف می کنند ، بدون اینکه از فضایل روحی و الهی ایشان اطلاعی داشته باشند و یا ایشان را به عنوان ولی خدا بشناسند . طبق فرمایش امام صادق علیه السلام ، آنچه باعث شده بود حضرت یوسف به صفت احسان معروف  شوند ، این بوده که ایشان لااقل این سه کار را انجام می داده اند : اول اینکه در مجالس برای تازه واردین جا باز می کردند .

 یکی از مصادیق نیکوکاری این است که انسان به احترام تازه وارد جایی برایش باز کند . این مسأله یک کار بسیار کوچک و کم زحمت است که انسان برای اکرام افراد ، کمی برخود سخت بگیرد و برای نشستن دیگران جا باز کند ؛ اما همین کار بی هزینه باعث بزرگی انسان در نزد دیگران می شود و نیکوکاری فرد را در اذهان تداعی می کند .

مثلا در اتوبوس یا مترو انسانی که به احترام دیگران جا باز می کند و از راحتی خود کم می کند تا دیگران هم در راحتی قرار بگیرند ، می توان کار او را نوعی احسان شمرد که علاوه بر مردم در نزد خداوند هم کاری پسندیده و خیر به حساب می آید . بر عکس اگر افراد از سر خودخواهی فقط به دنبال این باشند که جای راحت تری داشته و کاری به دیگران نداشته باشند ؛ قطعا چنین انسان هایی نه در نزد مردم جایگاهی دارند و نه خدا از ایشان خشنود خواهد بود . مصادیق این دوگونه رفتار در حرم اولیاء دین ، مساجد ، هیئات مذهبی و صفوف مختلف قابل مشاهده است . و متدینین باید بیش از دیگران متوجه رعایت این سنت نیکو باشند . کما اینکه در قرآن کریم هم می فرماید : یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا یفسح الله لکم ...(11/مجادله)

 "ای اهل ایمان وقتی به شما گفته شد در مجالس جا باز کنید ، جا باز کنید ، تا خداوند برای شما گشایش ایجاد کند."

دومین عامل نیکوکار شمردن جناب یوسف این بود که برای افراد محتاج ، طلب قرض می کردند .  گاهی انسان خودش تمکن مالی ندارد تا بتواند به نیازمند قرض دهد و کار او را راه بیندازد ، اما می تواند از آبرو و شخصیت خویش بهره گیرد و از دیگران بخواهد که به فرد نیازمند قرض دهند . این کار نشان می دهد که این شخص نسبت به گرفتاری نیازمند بی تفاوت نیست و حاضر است از اعتبار خود خرج کند تا او را از نیاز برهاند . قطعا چنین کاری نیز از اسباب افزایش اعتبار و احترام انسان نزد مردم است و اگر به نیت صحیحی انجام شود موجب تقرب او به حق تعالی هم خواهد شد .

سومین عامل شهرت یوسف علیه السلام به نیکوکاری این بوده است که به انسان های ضعیف یاری می رسانده و از آنان دستگیری می کرده است . ضعف ، امر بسیار فراگیری است و در امور مختلفی مصداق پیدا می کند . آنچه اهمیت دارد این است که فرد نیکوکار هر کمکی که از دستش برآید ، از فرد ضعیف دریغ نمی کند و خود را یار و همراه او قرار می دهد چه در زمینه مالی ، چه قوای بدنی ، چه ضعف روحی و فکری و یا ضعف در موقعیت اجتماعی .

با توجه به این سه خصلت می توان گفت احسان و نیکوکاری ابعاد بسیار وسیعی از زندگی انسان ها را در بر می گیرد و جوهره ی احسان این است که فرد از خودخواهی و تنها به فکر خویش بودن رها شود و دلش برای دیگر انسان ها هم بتپد و دلسوز افراد جامعه خویش باشد . اگر فرهنگ احسان و نیکوکاری در جامعه ای نهادینه شود و همه افراد جامعه به فکر یکدیگر باشند ، جامعه ای آرمانی به وجود خواهد آمد که افراد نه تنها از دروغ و دغل و فریب یکدیگر نمی هراسند ، بلکه همیشه دیگران را به عنوان یاور خویش تلقی می کنند که به هنگام نیاز می توانند از آنها کمک بگیرند . پس ترویج فرهنگ احسان در جامعه به معنای رخت بستن پلیدی ها و خودپسندی ها از سطح اجتماع است که در پس آن آرامش و امنیت ، فضای جامعه را فرا می گیرد. این برخلاف چیزی است که فرهنگ مادی خودخواهانه و فرد محور در صدد ترویج آن است .    



[1] الکافی 2/637/3


پنجشنبه 29 اسفند 1392

آزادی بیان

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،

رونمایی سخنگوی دولت از مفهوم آزادی بیان نزد تکنوکرات ها/
نوبخت: می‎بینید که دولت در برخورد با منتقدان مدارا کرده است!/ پاسخ خواندنی رسایی به ادعای دولت

گروه سیاسی- رجانیوز: علیرغم توقیف دو هفته نامه منتقد دولت طی کمتر از 8 ماه آغاز به کار دولت جدید، امروز سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران اعلام کرد تاکنون دولت با رسانه های منتقد خود مدارا کرده است!

به گزارش رجانیوز، محمد باقر نوبخت با بیان اینکه 70% مردم از طرح سبدکالا رضایت دارند، ترجیح داد بدون اشاره به توقیف هفته نامه های 9 دی و یالثارات به علت نقد دولت اعلام کند: «اینکه دولت با منتقدان به چه شکلی برخورد کند، روند گذشته نشان از مدارا داشت.»

این اظهارات عجیب در حالی از سوی آقای نوبخت بیان شده است که مشخص نیست اگر قرار بود دولت جدید روند عدم مدارا در برخورد با رسانه های منتقد خود را در پیش بگیرد، در عمل چه اتفاقی می افتاد؟

11 روز قبل روحانی درباره توقیف مطبوعات چه گفته بود؟

گفتنی است توقیف هفته نامه 9 دی در حالی روز گذشته به مدیر مسئول آن ابلاغ شده است که 11 روز قبل رییس جمهور در اختتامیه جشنواره مطبوعات گفته بود:

 «چطور امروز برخی آزاد آزادند و برخی از این آزادی سهمی اندک در اختیار دارند؟ منتقدان دولت، مخالفان دولت آزادند و آزاد خواهند بود اما بگذارید به همان اندازه همراهان دولت هم از آزادی و امنیت برخوردار باشند ... دولت معتقد است، توقف ها، توقیف ها آخرین راه است نه اولین راه حل. ممکن است مطبوعه‌ای، جریده‌ای، خطا کند. یا مرتکب اشتباه بزرگی شود. اولین قدم این است اگر می خواهیم برخورد کنیم با نویسنده، با مدیرمسئول. چرا کل آن رسانه بسته شود؟»

سابقه تاریخی برخورد چکشی تکنوکرات ها با منتقدان خود

بسیاری از کارشناسان معتقدند نوع برخوردهای چکشی، تند و سریع دولت یازدهم با منتقدانش یادآور برخوردهای دولت سازندگی با منتقدان خود است. به عبارت دیگر، دولت فعلی که «نسل جدید دولت تکنوکرات ها» شناخته می شود، در عمل همان روش دولت هاشمی را در برخورد با منتقدانش پیش گرفته است بگونه ای که در مواضع و شعارها بیش از همه بر آزادی بیان تاکید می کند اما در عمل تحمل بسیاری از انتقادات ساده را هم ندارد و ترجیح می دهد با پاک کردن صورت مساله، صدای منتقدان را خاموش کند.

به عنوان مثال، عزت الله سحابی از چهره های ملی مذهبی می گوید: (در اواخر دهه 60) ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود كه اولاً اوضاع اقتصادی كشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینكه وضع سیاست خارجی ما به گونه ای است كه ما در انزوای كامل قرار گرفته ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، 23 نفر را بازداشت كردند كه یكی از آنها من بودم ... بعد از دستگیری ها، در كمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی كه مرا می شناختند، به آقای هاشمی اعتراض كردند كه چرا عزت الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: «رویش زیاد شده بود، می خواستیم رویش را كم كنیم.» (روزنامه فتح- چهارشنبه 2 بهمن 1378- شماره 49- صفحه 6)

پاسخ خواندنی رسایی به هیئت نظارت بر مطبوعات

با این حال حجه الاسلام رسایی مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده 9 دی پاسخی به اطلاعیه روز گذشته هیئت نظارت بر مطبوعات داده است.

روز گذشته هیئت نظارت بر مطبوعات با صدرو بیانیه ای اعلام کرده بود 9 دی بعد از 6 بار تذکر کتبی توقیف شده است، اما آقای رسایی در پاسخ خود تاکید کرده که اولا مجموع تذکرات به این هفته نامه تا پیش از توقیف، سه بار بوده است ثانیا برخی روزنامه های اصلاح طلب هتاک به مقدسات در حالی که تا 4 بار از هیئت نظارت بر مطبوعات تذر دریافت کرده بودند، در عمل توسط این هیئت توقیف نشدند و حتی وزیر ارشاد بعد از توقیف آنها توسط دادستانی، اعلام تاسف کرده بود.

در پایان متن کامل پاسخ خواندنی مدیر مسئول نشریه توقیف شده 9 دی را می خوانید:

روز گذشته سایت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با عجله در پاسخ به انتقادات زیادی که نسبت به توقیف هفته نامه 9 دی صورت گرفته، اطلاعیه ای در سایت خود منتشر کرد. ادعای معاونت مطبوعاتی ارشاد مبنی بر این که به این هفته نامه در سال 92 شش بار تذکر دریافت کرده است، به دلایل مختلف بر خلاف واقعیت و کذب است.

اولا :‌ در سال 92 تنها 2 تذکر کتبی به این هفته نامه تسلیم و یک تذکر شفاهی با تلفن به مسئولان این هفته نامه اعلام شده است. چنانچه این معاونت و هیأت نظارت بر مطبوعات، دلیلی بر ارائه تذکرات بیشتر به هفته نامه دارد، مستندات خود را منتشر کند و الا صرف درست کردن جدولی و ادعای این که در این تاریخ ها به نشریه ای تذکر داده شده، کفایت نمی کند. وزارت ارشاد ملزم است بر اساس قانون و روال حقوقی دیگر، اخطار و تذکر خود را به رؤیت تذکر گیرنده برساند و این اقدام را ثبت کند. این که مدیران ارشاد برای خود تذکراتی را منظور کنند اما به رسانه مورد نظر اعلام نکنند تا در بزنگاه های خاص از آن بهره ببرند، بر خلاف عقل و فهم اداری است (البته اگر واقعا تذکری بوده باشد و این تذکر، متعلق به هفته نامه 9 دی باشد.)

ثانیا :‌ بر اساس مستندات سیستم اداری معاونت مطبوعاتی و نرم افزار ثبت تذکرات به رسانه ها که تذکرات مکتوب و شفاهی به کلیه رسانه ها در آن ثبت شده و نسخه مورد تایید معاونت مطبوعاتی آن در اختیار بنده است - در صورت اصرار معاونت مطبوعاتی حاضر به انتشار عمومی آن هستم - هفته نامه 9 دی فقط سه بار از هیأت نظارت بر مطبوعات تذکر دریافت کرده و این در حالی است که رسانه های همسو با دولت مانند روزنامه بهار در سال 92 چهار بار و روزنامه قانون در سال 92 شش بار از هیأت نظارت بر مطبوعات تذکر دریافت کرده اند اما هیچ برخوردی با آنها صورت نگرفته است! بلکه حتی وقتی روزنامه هتاک بهار توقیف شد، وزیر ارشاد از توقیف آن اظهار تأسف کرد.

ثالثا : معاونت مطبوعاتی که از ترس افکار عمومی، خبر توقیف 9 دی را در پستو پنهان کرده و پس از هشت روز و در حالی که دو روز به پایان سال مانده، اعلام می کند، به اندازه ای در رفع و رجوع این اقدام خجالت آور خود عجله داشته که در بیان دلایل توقیف 9 دی دچار اشتباه فاحشی شده است چرا که در بیان دلایل توقیف 9 دی بدون اشاره به اینکه دلیل توقیف بر اساس نامه رسمی اعلام شده، انتقاد از توافقنامه ژنو، اخراج دانشمندان هسته ای و جابجایی های گسترده بوده، دلیل تصمیم خود را انتشار تصویر نقاشی خاتمی به عنوان توهین به روحانیت اعلام می کند و می نویسد: "هیأت نظارت بر مطبوعات در جلسه اخیر (!)‌ نیز با لحاظ مرّ قانون اقدام نشریه مزبور در شماره  17 مبنی بر درج کاریکاتور با لباس روحانی را به لحاظ توهین به کسوت مقدس روحانیت جرم دانسته و حکم به توقیف و ارجاع آن به دادگاه نموده بود."

و این درحالی است که این موضوع مربوط به دو سال قبل است که در همان ایام با شکایت 9 دی در دادگاه، این حکم هیأت نظارت نقض و هفته نامه 9 دی از اتهام توهین به روحانیت نبرئه و با قطعی شدن حکم از آن روز تاکنون به انتشار خود ادامه داده است. آیا هیأت نظارت می تواند در خصوص موضوعی که یکبار به آن دلیل، 9دی را توقیف کرده و دادگاه آن نیز برگزار و 9 دی تبرئه شده است، مجددا با استناد به همان،‌ نشریه را توقیف کند!


یکشنبه 23 تیر 1392

مراجعه 2

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،

پسری 15 ساله . یک پسر دایی 17 ساله داره که خیلی با هم دوستند . مجبور هم هستند خیلی وقت ها با هم باشند . پسر دایی با اینکه ظاهرش مذهبی و بسیجیه ولی اهل عکس و فیلم و ...
اون رو هم تشویق می کنه . گناهای خودش رو برای پسر عمه اش تعریف می کنه . حرف هم گوش نمی کنه . هرچی از خدا و پیغمبر و گناه هم براش میگه گوش نمی کنه و توجیه می کنه . خیلی هم پای اینترنته . درساش هم افتضاحه . به خلاف پسر 15 ساله که معدلش 19 است. می گفت همه چیز رو هم می دونه اما گرفتار گناهه و میگه وقتی ازدواج کردم توبه می کنم . دوستاش هم مثل خودشن .
فکر کنم باید باهاش از طریق دوستی وارد شد . باید بره ورزش سنگین بکنه . کار سالم پیدا کنه . خانواده اش دستش رو از جهت پولی باز نگذارن تا خودش مشغولیت سالم پیدا کنه . گفت اهل کتاب هم نیست  . گفتم با زبان دینی دیگه باهاش حرف نزن . از مضرات کارهاش باید گفت و اینکه چقدر لذت زندگی از بین میره .
بیکاری و عدم مشغولیت جوان ها درد بزرگیه . همه اش پای اینترنت و چت کردن و ... نه از سر وضع خراب اقتصادی بلکه به خاطر بی توجهی خانواده ها که می خوان مثلا بچه هاشون در رفاه باشن و دستشون را باز میگذارن برای هر کاری . باید پیگیر نماز و روزه اش هم بود . فکری هم باید برای غذاش کرد . البته باید تصمیم رو درش ایجاد کرد . تا خودش نخواد هیچ کاری نمیشه براش کرد .


یکشنبه 23 تیر 1392

مراجعه 1

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،

دیشب پسر جوانی 18 ساله آمده بود ، می گفت 2 ساله که افتاده تو خط ارتباط با جنس مخالف و دوستی با اونها . دیگه خسته شده . خیلی دوست پیدا کرده بوده بدون هیچ محدودیت . از بعضی از این دخترها هم پول های سنگینی گرفته . از یکی تا حالا 3 - 4 میلیون پول گرفته . حالا می خواد ترک کنه . نماز و روزه هم انجام نمیده . قبلا  ببخشید مشروب هم می خورده ولی چند وقتی است ترک کرده چون یکبار با دوستاش میرن بخرن ولی پولشون گم میشه میرن از داروخونه نمی دونم اتانول یک همچین چیزی بخرن بهشون نمیده . میرن اتانول صنعتی می خرن و می خورن . بعد 2 روز می خوابن . از اون به بعد چشماش ضعیف میشه و میسوزه دکتر گفته شانس آوردی کور نشدی. دیگه ترک کرده . ولی تازگی دوباره بهش تعارف می کنن و می خوره ولی دیگه نمی خواد ادامه بده . همتش و اراده اش خوبه . قلیون رو هم گذاشته کنار . ساعت و گوشی تلفنش رو نشونم داد گفت اینها را یک دختر تو شهرمون برام خریده می خواد که باهاش ازدواج کنم . به یکی دیگه هم گفتم برام 400 هزار تومن پول جور کنه بهش قول ازدواج دادم ولی الکی .
بهش گفتم قدم اول اینه که بخوای . اراده کنی . تصمیم بگیری . به شوخی گفتم : یادته کلاس دوم درسی داشتیم به اسم تصمیم کبری حالا تو هم باید تصمیم بگیری . تصمیم علیرضا . خلاصه یک نسخه هم براش پیچیدم و روی یک کاغذ نوشتم و دادم دستش . البته شمارش رو گرفتم تا باز هم باهاش صحبت کنم . گفتم برو تو مسجد و توبه کن الان که مناجات می خونن برو با خدا حرف بزن و التماس کن . به امام زمان متوسل شو . تصمیمت رو بگیر و شروع کن به جبران . 18 سال سنی نیست خیلی جای جبران داری . نمازت رو شروع کن جدی . روزه ات رو شروع کن جدی . از اونها که بهشون ضربه زدی حلالیت بطلب بگو کارم اشتباه بوده توبه کردم این به ضرر من و شماست . بعد خط تلفنت رو عوض کن . از اونها که پول گرفتی پول رو پس بده . دیگه پول نگیر این سمه . زندگیت رو خراب می کنه . درست رو سفت بچسب . برو ورزش کن . با دوستای ناسالم بهم بزن
دعا کنید خدا کمکش و کمکمون کنه


پنجشنبه 6 تیر 1392

مطلبی از گذشته

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،

بسم الله الرحمن الرحیم

تشکر از مانکن ها

این پیام عده ای از مردان ... است که در آن از ایثارگری برخی خانم ها قدردانی می کنند .

می دانید که جنس مذکر همیشه در راه رسیدن به خواسته هایش ، سختی های زیادی را تحمل می کرده است. اما اخیرا عده ای از خانم های دلسوز در اقصی نقاط دنیا ، ایثارگری بی مانندی از خود به نمایش گذاشته  اند و ثابت کرده اند که هنوز هم انسان هایی هستند که می توانند همه چیز خود را فدای خواست و رضایت دیگران کنند . در دل مردان همواره آرزوی دیدن این جنس لطیف و بهره مندی از ظرایف و لطایف این وجود شریف موج می زند ، اما متأسفانه از دیرباز افراد انحصارگرا با مخفی کردن جنس مؤنث در پس پرده و پوشش ، فوج عظیم آرزومندان را در محرومیت نگه می داشتند و اسم آن را هم غیرت می گذاشتند و زنان هم بدون توجه به این نیاز جامعه مردان ، خود را از نگاه های پر از محبت ایشان مخفی کرده و این کار را عفت می نامیدند . با کمال تأسف واژه های غیرت و عفت که محتوایی جز محرومیت نیمی از جامعه بشری از تأمین نیاز های طببیعی خود ندارد ، تبدیل شد به دو ارزش متعالی در میان انسان ها ؛ آنچنان که گویا فرد بی بهره از غیرت و عفت ، از حدود انسانیت خارج است !

     


ادامه مطلب

پنجشنبه 12 بهمن 1391

ناصادقی

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،

بسم الله الرحمن الرحیم

دروغ رذیله ای خطرناک

اما الاولی فالصدق فلا تخرجنّ من فیک کذبة ابداً

هیچ گاه دروغی از دهان تو صادر نشود

(از سفارشات پیامبر به امیرالمؤمنین علیهما و آلهما الصلوة و السلام بحارالانوار 77/70/8)

اگر انسان بتواند دروغ نگوید بسیاری از مشکلاتش خود به خود حل می شود . این گفته هم در مورد زندگی و سعادت فردی و شخصی و هم در عرصه عمومی و زندگی اجتماعی صادق است .

انسان اگر بخواهد دروغ نگوید ، خود به خود مجبور می شود بسیاری از گناهان و کارهای خلاف را انجام ندهد ،و به دنبال آن طبیعتاً از مضرات و آثار سوء گناه برکنار خواهد بود . به همین ترتیب افراد یک جامعه نیز اگر تصمیم بگیرند که دروغ نگویند بسیاری از کاستی ها و مشکلات و ناهنجاری های آن جامعه خود به خود حل خواهد شد . مؤید این مطلب روایتی است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که شخصی خدمت پیامبر رسید و به آن حضرت عرض کرد : یا رسول الله مطلبی به من بیاموز که در پرتو آن ، خیر دنیا و آخرت نصیب من گردد . پیامبر به او فرمودند:

لا تکذب ؛ دروغ مگو (بحارالانوار 72/262/43)


این که انسان مراقب باشد دروغ نگوید بسیار مهم است و تأثیری بسزا در تکامل روحی و معنوی و سعادت او دارد .

به ویژه جوان ها و نوجوان ها که در ابتدای راه هستند و هنوز به گناه آلوده نشده اند و بسیار راحت تر می توانند به تربیت نفس خود بپردازند ، باید به این مسأله بسیار توجه کنند . این عزیزان باید از هم اینک و در همین آغاز راه تصمیم جدی بگیرند که زبانشان را به دروغ آلوده نکنند و حتی به شوخی هم دروغ نگویند ؛ چرا که دروغ شوخی به تدریج زمینه را برای دروغ جدی فراهم می کند . اگر زبان عادت کرد که خلاف واقع بگوید ، کم کم حد و مرز شوخی و جدی را کنار می گذارد و به جایی می رسد که دیگر نمی شود جلوی آن را گرفت . از این رو باید از همان ابتدا مواظبت کرد و در هیچ موردی حتی به شوخی ، زبان به خلاف واقع بازنکرد.

در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام چنین نقل شده است :

لایجد عبد طعم الایمان حتی یترک الکذب هزله و جدّه

هیچ بنده ای طعم ایمان را نخواهد چشید ، تا آن که دروغ را ، چه جدی و چه شوخی ترک کند

(بحارالانوار 72/249/14)

در هر صورت دروغ یکی از موانع جدی تکامل انسان و نیل به سعادت اخروی و حتی دنیوی است .

(برگرفته از کتاب جان ها فدای دین استاد مصباح ص 12) 


سه شنبه 10 بهمن 1391

پیامبر مظلوم

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،دست نوشته ها ،

بسم الله الرحمن الرحیم

رحمتی برای همه عالم ظهور کرد تا مردم را به سمت رحمت خدا پیش ببرد
او آمد تا دلها را به هم مهربان کند و جان ها دست در دست هم دهند  و رو به سوی معبود یگانه حرکت کنند
اما گاهی برخی از ما که خود را تابع و دوستدار پیامبر می دانیم به گونه ای رفتار می کنیم که نه تنها دیگران را به خود نزدیک نمی کنیم بلکه به  فاصله ها دامن زده و دیگران را از خود دورتر می کنیم . و به گمان خود با این کار حب و دوستی خود را به پیامبر و اهل بیت شریف و معصوم او ثابت می کنیم و خویشتن را به زعم خود به این بزرگواران نزدیک می کنیم .
سال ها پیامبر و اهل بیت زحمت کشیدند و خون دل خوردند تا مکتب جذاب خود را حفظ کنند و حال ما آمده ایم و تیغ برمی کشیم و هرکه خارج از این مکتب است را از آن می رانیم .
آیا اگر خلق نکوی پیامبر و امامان نبود کسی به دین ایشان گرایش پیدا می کرد ؟ آیا اگر ایشان هم مانند برخی از ما باب فحش و ناسزا و سب و لعن را می گشودند کسی حاضر به شنیدن سخنان ایشان می بود ؟ آیا کسی که قابلیت این را دارد که سخن حق را بشنود و به مکتب و مرام حق در آید با اهانت ها ی ما از راه حق دور نخواهد شد و چشم و گوش خود را به روی حق نخواهد بست ؟
آیا گناه سد سبیل حق و بستن راه الهی کوچ است که برخی از ما با ندانم کاری به راحتی مانع ایمان دیگران می شویم ؟
کسانی که به بهانه ی شاد کردن دل امامان شیعه تعصبات دیگران را برمی انگیزند و جلوی دل سپردن آنان را به سخن حق می گیرند موجب شادمانی دل اهل بیت می شوند و یا موجبات حرمان خود و دیگران را فراهم می کنند ؟
آیا اگر ما به نام برائت از دشمنان کاری کنیم که جان هزاران محب اهل بیت به خطر بیفتد ، دوستدار واقعی اهل بیت هستیم ؟؟ آیا اهل بیت که جان خود را فدای بقای شیعه می کردند راضی اند که شیعیان به خاطر بی فکری کشته شوند؟
آیا کمک کردن به قاتلین و دادن بهانه به دست آنان برای کشتار گناه کوچک و بخشودنی است ؟
ای رسول الهی ای پیامبر رحمت ما پیروان و شیعیان شما مرام شما را سرلوحه زندگی خویش قرار می دهیم و با اعمال عالمانه و عاقلانه خویش همه خالم را به سوی مکتب شما دعوت خواهیم کرد و بهانه ای به دست کسی نمی دهیم تا پیروان شما در رنج و عذاب بیفتند ما را یاری فرما و درک درستی از معارف دقیق خود به ما عنایت بفرما.


پنجشنبه 5 بهمن 1391

راه خوب زیستن 1

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،آیات و روایات ،

بسم الله الرحمن الرحیم

چگونه با مردم معاشرت کنیم؟

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند :

1-                      خالطوا الناس مخالطة ان متَم معها بکوا علیکم و ان عشتم حنوا الیکم

با مردم چنان معاشرت کنید که اگر بمیرید ، بر شما بگریند و اگر زنده باشید (و غایب شوید) مشتاق دیدن شما باشند .

2-                        کان یقول علیه السلام : لیجتمع فی قلبک الافتقار الی الناس و الاستغناء عنهم ، یکون افتقارک الیهم فی لین کلامک و حسن بشرک و یکون استغناؤک عنهم فی نزاهة عرضک و بقاء عزَک

باید نیاز به مردم و بی نیازی از آنها هر دو در دلت جمع باشد ، نیازت به آنها در نرم گویی و خوشرویی تو باشد و بی نیازیت از آنها در حفظ آبرو و نگهداری عزت و سربلندیت .


                                                          


3-                      امام باقر علیه السلام فرمودند :

صلاح شأن الناس التعایش و التعاشر مل ء مکیال : ثلثاه فطن و ثلث تغافل

سامان یافتن کار مردم به این است که طوری با هم معاشرت کنند که مانند پیمانه ای باشند دو سومش هوشیاری و یک سومش نادیده گرفتن و چشم پوشی .

گزیده میزان الحکمه ص 380

 


شنبه 29 مهر 1391

چرا سانسور می کنید؟

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،دست نوشته ها ،

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا سانسور می کنید ؟

این اهل تدین چقدر سخت می گیرند ! چرا ما را از دیدن برنامه های ماهواره منع می کنند ؟! چرا سایت های مختلف در جمهوری اسلامی فیلتر می شود ؟! چرا می گویند نباید هرکسی هر کتابی را بخواند ؟ چرا آزادی بیان و آزادی عقیده را نمی پذیرند ؟ واقعاً که نشان داده اند دگم و بی منطق هستند ! اگر حرفتان حق است ، خوب مردم خواهند فهمید . چرا نمی گذارید ما حرف های دیگر را گوش کنیم؟ چرا صداهای مخالف خود را خفه می کنید ؟ چرا به منتقدان نظامتان اجازه بحث نمی دهید ؟ چرا از چاپ خیلی از کتاب ها ممانعت می کنید ؟ چرا نمی گذارید در مطبوعات آنچه را می خواهند بنویسند ؟ آیا شما مردم را عاقل نمی دانید ؟ اگر مردم را دارای عقل و شعور می دانید ، پس چرا به آنها اجازه نمی دهید که خودشان انتخاب کنند که چه چیزی را ببینند و بشنوند و بخوانند ؟


این سؤالات و انتقادات را البته می توان ادامه داد و پیاز داغش را هم بیشتر کرد ، اما ما به همین مقدار اکتفا می کنیم .

غالب انسان ها در مورد مواد غذایی مورد مصرف خود حساس هستند و دقت می کنند که آنچه می خورند فاسد و خراب نباشد تا آنها را بیمار نکند . کسانی که عقل بیشتری دارند ، می کوشند تاغذای مصرفی آنها نه تنها برایشان ضرری نداشته باشد بلکه مفید هم باشد و نیازهای مختلف جسمشان را پاسخ گوید . همچنین اغلب مردم ، دولت خود را موظف می دانند که نظارتی مستمر بر مراکز تولید و توزیع مواد غذایی داشته باشد و از ارائه مواد غذایی نامناسب و مضر و بیماری زا جلوگیری کند . اگر هم دولت در این زمینه کمترین کوتاهی را انجام دهد ، سیل انتقادات برسرش سرازیر می شود که مگر سلامت مردم جامعه  برای شما مهم نبود که جلوی فلان کارخانه را که مواد فاسد توزیع می کرد نگرفتید ؟

امام سجاد علیه السلام می فرمایند : عجبت لمن یتفکر فی مأکوله کیف لایتفکر فی معقوله تعجب می کنم از کسی که در مورد آنچه می خورد می اندیشد اما درمورد معقولات و اندیشه ها تفکر نمی کند !

ما معتقدیم حقیقت هر انسانی را روح او تشکیل می دهد . همچنان که جسم انسان تغذیه می کند ، روح انسان هم غذا می خورد . پس اگر غذای جسم برای او مهم است ، باید غذای روح و جانش صدها برابر برایش اهمیت داشته باشد . و همچنان که نظارت برتولید و توزیع غذای جسم وظیفه غذاشناسان جسم است ، نظارت بر تولید و توزیع غذای روح هم وظیفه غذا شناسان روح است . همچنان که مردم از کارشناسان بهداشت جسم توقع دارند که از تولید و توزیع غذای فاسد و مسموم و مضر جلوگیری کنند ، باید از کارشناسان بهداشت  روح هم انتظار داشته باشند که مانع تولید و توزیع غذاهای روحی مسموم و فاسد و مضر شوند .

آیا کسی هست که بگوید : آقا مردم خودشان عقل دارند . خودشان می توانند تشخیص دهند که کدام اغذیه فروشی ، غذاهای سالم دارد و کدام غذاهای فاسد . خودشان می توانند مواد غذایی فاسد را بشناسند و از آنها استفاده نکنند . به شما چه ربطی دارد که فلان کالا را ممنوع می کنید و فلان مغازه را پلمپ می کنید . چرا به شعور مردم اهانت می کنید ؟

اگر این حرف به نظر ما غیرمنطقی است ، این سخن را در مورد محصولات فکری و روحی هم نباید بپذیریم .

مگر همه مردم کارشناس اند تا فاسد و سالم ، مفید و مضر را تشخیص دهند ؟ همچنان که باید ناظرانی کارشناس بر محصولات خوراکی نظارت کنند ، باید ناظرانی کارشناس هم بر خوراک های فرهنگی و فکری و عقیدتی جامعه نظارت کنند . بلکه نظارت بر محصولات فرهنگی باید بسیار بیشتر و دقیق تر و حساس تر باشد ، چرا که غذای روح و فکر بسیار بسیار مهم تر است از غذای جسم .

این پاسخ ، مربوط به بخشی از آن سؤالات بود.

اما اینکه در کشور ما اجازه بحث کردن به مخالفین و منتقدین داده نمی شود ،  تهمتی است نابجا . ممکن است در برخی موارد کسانی در اثر کج سلیقگی و عدم آگاهی ، تندروی هایی کرده و بکنند ، اما ما می بینیم که از اول انقلاب جریان مناظرات و مباحثات بر سر انواع مسایل عقیدتی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی برقرار بوده و هست . حال در محافل دانشگاهی و حوزوی یا در رسانه ها ، به صورت کتبی یا به صورت مستقیم و رو در رو . اتفاقاً در بسیاری از موارد کسانی که مخالف جریان فکری مرسوم در جامعه بوده اند ، از حضور در مناظرات طفره  رفته اند . ولی باز هم فریاد سر داده اند که آزادی بیان وجود ندارد. آری برخی چون منطق خود را کافی نمی دانند ، فقط از دور سرو صدا برپا می کنند و با اهانت و تهمت و دروغ و جنجال درصدد کسب شهرت برای خود هستند یا در صدد ضربه زدن به عقاید مردم اند . آنچه مسلم است این است که راه برای تحقیق باز است و هرکس بخواهد به دنبال اندیشه ای صحیح بگردد و واقعاً تحقیق کند ، راه بر او بسته نیست . اما کسانی که دوست دارند فقط ژست بگیرند و خود را روشنفکر بنامند ، می توانند به هر بهانه ای داد و قال کنند و فضا را بسته معرفی نمایند .

البته برخی توقع دارند که همه امکانات در اختیارشان باشد ، تا حرف های بی منطق خود را که هیچوقت حاضر نیستند سر آنها بحث کنند ، در بوق کنند و افکار جامعه را تحت تأثیر سخنان خود قرار دهند .

این هم امر مسلمی است که نظام نباید امکانات خود را در اختیار کسانی قرار دهد که می خواهند تیشه به ریشه عقاید مردم بزنند . هیچ عاقلی حاضر نیست تفنگ را به دست دشمنش بدهد و بگوید بفرمایید مرا بکشید .

 


سه شنبه 21 شهریور 1391

ذائقه سازی تبلیغات

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،دست نوشته ها ،

بسم الله الرحمن الرحیم

این متن نگارش شده در تاریخ 89/12/13 می باشد و مثال های آن مطابق با آن زمان است .

ذائقه سازی تبلیغات

اگر کسی بخواهد بر مسأله تبلیغات خط بطلان بکشد و به حذف تبلیغات از رسانه ها و در و دیوار شهر توصیه کند ، نه به مذاق صاحبان سرمایه خوش می آید و نه این کار با مراد کسانی که پول این تبلیغات را دریافت می کنند ، موافق است . اما باید نگاهی کوتاه به برخی آثار این تبلیغات در گرایش ها و رفتارهای مخاطبان آن بیندازیم و در حدّ توان از اثرات منفی و بعضاً مخرّب تبلیغات بکاهیم .

البته این بحث هرنوع تبلیغی را شامل نمی شود ؛ که با توجه به محتوای بحث ، مقصود روشن خواهد شد .

مسأله تبلیغات برای تولیدکنندگانی که قصد کسب درآمد بیشتر را دارند یک امر ضروری به نظر می رسد . وقتی تولید صنعتی شد و فراوان گردید ، برای ادامه پیدا کردن تولیدات لازم است محصولات تولید شده به فروش برسد و اگر محصولات روی دست تولید کننده بماند ، تولیدات بعدی متوقف می شود وکار تولید می خوابد . پس فروخته شدن این محصولات تولیدی ، لازمه حیات پررونق تولید صنعتی است ،و فروختن دائمی محصولات هم در گرو تبلیغاتی است که دائماً مخاطب را به سوی خرید کالا سوق می دهد . از این جهت تبلیغات برای تولیدگران صنعتی امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد .

اما این تبلیغات چه اثری در مخاطبان دارد ؟ صرف نظر از محتوای تبلیغات و شکل و صورت آن که بعضاً آسیب های فراوانی به همراه دارد ، اصل تبلیغ کالاها به صورت مکرر و دائمی در نشریات نوشتاری ، رسانه های دیداری و شنیداری ، در و دیوار شهر و اتوبوس ها و اتوبان ها ، اثرات خاصی در افراد دارد . یکی از این آثار ، گرایش به دنیا در انسان است . اثر دیگر ، ترویج روحیه مصرف گرایی و در پس آن اسراف و تبذیر می باشد. وقتی که زرق و برق و رنگ و لعاب با انواع جلوه های ویژه ، افراد را تشویق می کند که بیایید و بخرید و جایزه ببرید ؛ وقتی که مخاطب وعده دریافت جایزه های هنگفت و رؤیایی را در قبال خرید محصولات می بیند ، تشویق می شود که هرچه بیشتر بخرد . مردم می کوشند محصولات فلان شرکت را زیاد بخرند و شماره سریالش را پیامک کنند تا در قرعه کشی شرکت کنند ، شاید شاید که روزی بتوانند خودرویی یا آپارتمانی یا سکه ای یا پولی یا ...هدیه بگیرند .

هرچه جایزه بیشتر و بزرگتر باشد، حرص مخاطبین برای برنده شدن بیشتر شده و خرید آنها افزون گشته و پول بیشتری به دست سرمایه گذار می رسد . لذا تبلیغات برای تولیدکننده بسیار سودآور است و در این عرصه هرکس بتواند مخاطب خود را بیشتر جذب کند و دلش را برباید و طمع او را افزایش دهد ، موفق تر خواهد بود . وقتی انسان هرروز با حجم انبوهی از تبلیغات رنگارنگ و هیجان آور مواجه می شود ، آنچه ذهنش را پر می کند و پرنده خیال او را به دنبال خود پرواز می دهد ، دنیا و رسیدن به دنیاست .دیگر جایی برای آخرت و زندگی جهان دیگر در افکار او باقی  نمانده و آمال و آرزوها و رؤیاها در رسیدن به کالاهای رنگارنگ و جذاب منحصر می ماند . دیگر فعالیت های روزانه او برای رسیدن به لقاء الهی و در جهت کسب رضای خدا نخواهد بود . دیگر دغدغه او بهشتی شدن و رعایت حدود الهی و تطبیق اعمالش با برنامه دین نیست . هدف او خریدن فلان اتومبیل ، آپارتمان ، ویلا ، تلویزیون مدل فلان ، گوشی همراه مدل بهمان و ... خواهد شد . حتی اگر فردی هم خود ، اهل دنیا نباشد ، فشار خانواده مخصوصاً فرزندان او - که متحیر تبلیغات چشم پرکن شده اند - او را وادار می کند که فکرش را در جهت تأمین خواسته های افراد خانواده متوقف کند . این گرایش شدید به دنیا ، لازمه لاینفک این تبلیغات فراگیر است ؛ در حالی که مبارزه و مقابله جدّی اولیای الهی با این دنیاگرایی هم امری واضح و روشن است .


در رسانه ها می بینیم که در یک برنامه ، عالمی دینی به پرهیز از دنیاگرایی توصیه های اکید می کند ؛ حال آنکه تبلیغات پیش و پس از این برنامه مفید ، دنیا را بزرگترین آمال و آرزو معرفی می کند . این رفتار تناقض آمیز رسانه ها چگونه می خواهد جامعه ای با آرمان های انقلابی و دینی را سامان بخشد . هرچه را او می ریسد در ظرف چند لحظه این پنبه می کند .

این موعظه که همیشه با محدودیت زمان مواجه است ، نهایت اثری که می تواند در مخاطب داشته باشد ، این است که بینش او را تصحیح کند ، اما گرایشی که تبلیغات دنیا محور برای مخاطب ایجاد می کند ، کاملاً مخالف این بینش صحیح خواهد بود و در عمل ، مخاطب دوگانگی در فکر و عمل پیدا می کند . این ذائقه سازی تبلیغات چیزی است که نمی توان از آن چشم پوشید ولی ما توانسته ایم!

اما با نگاهی اجمالی به محتوای تبیلغات ، مشکلات فراوانی برای ناظر نمودار می شود . چه بسا آموزه های خلاف اخلاق و دین که به طور مخفی و پنهان به خورد مخاطبین داده می شود و ناخودآگاه باور و امیال ایشان را جهت می دهد .

البته برخی از این تبلیغات علاوه بر سلامت معنوی و اخلاقی ، بهداشت و سلامت جسمی جامعه را هم هدف می گیرند. تبلیغ انواع خوردنی ها و نوشیدنی های شور و شیرین و چرب از چیپس و پفک و نوشابه و روغن و... به خصوص برای کودکان ، ضررهای فراوانی به همراه دارد .

از طرفی پزشکان مصونیت از بیماری های مختلف را در گرو پرهیز از اینگونه خوراکی ها دانسته و در انواع برنامه های رسانه ای بر آن گوشزد می کنند ؛ از طرف دیگر تبلیغات بسیار مهیج ، مخاطبین را تشویق به استفاده از آنها می کند . البته با فشار نهادهای بهداشتی در سال های اخیر ، برخی از این تبلیغات از سطح رسانه ها حذف شده است . و این جای خوشحالی است که لااقل برخی به فکر سلامت جسمی افراد جامعه هستند و در این زمینه اقدامشان مؤثر می افتد .

در میان انواع تبلیغات ، بسیاری از تبلیغاتی که برای بانک ها و مؤسسات مالی وجود دارد ، به طور جدی دنیا را محور و غایة الآمال زندگی بشر به حساب می آورند که همه فعالیت های انسان باید در جهت رسیدن به آن انجام پذیرد . مثلاً در تبلیغات یکی از بانک ها می بینیم که می گوید به رؤیاهایت فکر کن و یاد می دهد که رؤیاهای تو منحصر است در خانه و ماشین و دیگر وسایل مادی دنیایی . یا در بسیاری از تبلیغات بانک ها می بینیم که مردم چگونه برای بازکردن حساب در فلان بانک ، با چشمانی پر از حرص و طمع به سمت بانک می شتابند و از یکدیگر سبقت می گیرند تا شاید در قرعه کشی بزرگ آن بانک به پاس نیت خیرشان (!) جایزه ای بس بزرگ دریافت کنند.

گویا همه به ندای "فاستبقوا الخیرات" یا "سارعوا الی مغفرة من ربکم" لبیک می گویند .

همچنین از شنیدن جوایز آنچنانی بانک ، به گونه ای از خود بی خود می شوند که با کت و زیرشلواری از خانه خارج می شوند یا در بالای ساختمان نیمه کاره ، کارگران دیگر را یکی پس از دیگری به پایین انداخته و متوجه نمی شوند . یا دوست خود را که در کتابخانه مشغول کسب علم است با ولعی زاید الوصف با زبان اشاره و مکاتبه متوجه جایزه های بانک می کنند و پاسخ موضوع انشای "علم بهتر است یا ثروت ؟" را عملاً نشان می دهند . و می بینیم چگونه افراد یکدیگر را برای شرکت در قرعه کشی بانک امر به معروف می کنند و با برشمردن جایزه های رنگارنگ ، آب از دهان طمع ایشان روان می سازند . گویا با این کار ، خود را مصداق "یدعون الی الخیرات"  می بینند.

مشکل ما این نیست که کسی پول خود را در بانک سرمایه گذاری کند یا به عنوان قرض الحسنه در بانک به ودیعه بگذارد ؛ اشکال در نوع این تبلیغات است که همه هدف انسان را در رسیدن به دنیا خلاصه می کند و اشتیاق رسیدن به دنیا را در انسان ها برمی انگیزد و افراد را به حرص ورزیدن و مال اندوزی تشویق می کند . حال آنکه طبیعت انسان ها ایشان را به دنیاگرایی دعوت می کند و آنچه لازم است دائماً به او گوشزد شود ، این است که او باید بتواند در راه خدا از مال و دنیای خویش بگذرد و حرص و طمع را از خود دور کند . حتی در یکی از تبلیغات ، آنچنان شأن انسان را پایین می آورند که نشان می دهند فردی برگه حساب بانکی خود را در دست می گیرد و به همراه همسرش روی صندلی نشسته و در خیال خود اتومبیلی که بانک جایزه می دهد را تصویر می کند و دست به فرمان آن می برد و ناگهان آن اتومبیل برایش وجود خارجی پیدا می کند و آن را به حرکت در می آورد .

البته اینگونه اهانت ها به شأن انسان و تحقیر او در برخی دیگر از تبلیغ ها هم وجود دارد ؛ نظیر اینکه می بینیم  افرادی برای به دست آوردن یک خوراکی خوشمزه و در آوردن آن از چنگ صاحبش ، چگونه به او هجوم می آورند و او هم پس از به کاربردن ترفندهایی خود را با آن شیئ قیمتی ، از دست این قوم وحشی خلاص می کند و پیروزمندانه یک عدد پفک یا چیپس در کام جانش فرو می برد . البته شاید قحطی بوده و او برای حفظ جانش از مرگ در اثر گرسنگی این کار را انجام می دهد و یا ...

یا مثلاً چندی پیش در یکی از تبلیغات نشان می داد که شخصی پس از خرید کردن از فروشگاه چرخ خرید را که فرزندش در آن نشسته است در کنار اتومبیلش قرار می دهد ، اما ناگهان چرخ در سرازیری به راه می افتد . این پدر دلسوز هم به دنبال چرخ می دود و می تواند پیش از سقوط آن از پله ها ، عنان چرخ را به کف بگیرد و با اشتیاق فراوان فرزندش را نه ببخشید بلکه شیشه آبلیموی فلان را از چرخ درآورده و در آغوش می کشد . آری چه الگوی خوبی است برای پدران ، پدری که آبلیموی فلان را بر فرزند خویش مقدّم می کند .

به هر حال دنیاگرایی و هدف قرار دادن دنیا و تشویق به مصرف بیشتر ،و بیش از حد رنگی نشان دادن تصویر دنیا ، حداقل و کف این تبلیغات فراوان است که دائماً در صدا و سیما و دیگر رسانه ها مخاطبین خود را تحت تأثیر قرار می دهند و برای ایشان ذائقه سازی می کنند و گرایش های آنان را جهت می دهند .  

 

    


دوشنبه 16 مرداد 1391

سلاح حجاب

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :اجتماعیات ،

مطلبی از دوست عزیز محمد حسین مرتضایی

 

مارتین ایندیک محقق آمریکایی اسلام و آمریکا

دیگر وقت آن نیست که دانشجویان را به خیابان ها بکشانیم ، بلکه باید چادر را از سر زنان برداشت و از این طریق می توان نظام اسلامی ایران را نابود کرد

یکی از مقامات بلند پایه آمریکایی :

هر زن چادری در کوی و برزن ایران ، به منزله پرچم جمهوری اسلامی است . لذا ما برای براندازی این نظام باید این حجاب را سست کنیم .

میشل هوِیلیک نویسنده فرانسوی :

جنگ بر ضد اسلام با کشتن مسلمان ها فایده ای ندارد . فقط با فاسد کردن آنها می توان به پیروزی دست یافت . پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان ، دامن کوتاه بریزیم .

مستر همفر جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی :

زنان مسلمان دارای حجابی محکم هستند که نفوذ فساد در میان آنها ممکن نیست ؛ بنابراین باید آنان را فریب داد و از زیر چادر بیرون کشید .

پس از آن که زنان را از چادر بیرون آوردیم ، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیافتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد ؛ و برای پیشبرد این نقشه ، لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند .