تبلیغات
نقطه سر خط - سیره امام 25
شنبه 27 اردیبهشت 1393

سیره امام 25

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :سیره امام خمینی ،

بسم الله الرحمن الرحیم

سفارش مریض

خانم زهرا مصطفوی : یک مرتبه یک کارگری در منزل ایشان مریض شد که اهل دهات بود و زبانی هم نداشت . امام خیلی سفارش او را می کردند که برایش دکتر بیاورید . دکتر آمد و او را دید و نسخه داد ، که نسخه او را گرفتند . امام باز دو مرتبه از دواهای او می پرسیدند و خود من می دیدم که از پشت پنجره ، احوال او را می پرسیدند و گاهی پله ها را طی می کردند و به داخل اتاق او تشریف می آوردند و بالای سر او می رفتند و او را صدا می کردند و از او می پرسیدند برایت دکتر آمد ؟ یا دوا داری و دواها را برایت گرفته اند ؟ یا دواهایت را خورده ای ؟ غذا چه می خواهی ؟ یا حالت چطور است ؟ و این طور نبود که فقط سفارش بکنند و بگویند لابد به او می رسند .

مرتب احوال می پرسند

آقای نادعلی : بنده 19 سال خدمتگزار امام بودم . رفتار آقا منتهای(نهایت) خوبی بود ، الآن هم همیشه جویای حال ما می شوند . مرتب احوالپرسی می کنند . ما از چشممان گله داریم ، از آقا به اندازه سرسوزنی گله نداریم .

مهر و قهر ص 51


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.