تبلیغات
نقطه سر خط - راه محسن شدن
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393

راه محسن شدن

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :آیات و روایات ،اجتماعیات ،دست نوشته ها ،

بسم الله الرحمن الرحیم

راه محسن شدن

الامام الصادق علیه السلام : فی قول الله عزوجل انا نراک من المحسنین : کان [یوسف علیه السلام] یوسّع المجلس و یستقرض للمحتاج و یعین الضعیف .[1]

امام صادق علیه السلام درباره سخن خداوند متعال از قول برادران جناب یوسف به ایشان که می گویند : ما تو را از نیکوکاران می بینیم ، می فرماید : [جناب یوسف علیه السلام ] محل نشستن را گشایش می داد (یعنی برای وارد شوندگان جا باز می کرد) ، برای نیازمند وام می گرفت و به ناتوان کمک می نمود .

در جریان حضرت یوسف صدیق پس از اینکه با برنامه ایشان ، جناب بنیامین از همراهی با برادران منع می شود ، برادران جناب یوسف که هنوز ایشان را نشناخته اند ، به ایشان عرضه می دارند که به جای نگه داشتن او یکی از ما را نگه دار ، چرا که او پدر پیری دارد . ما تو را از نیکوکاران می بینیم . (سوره مبارکه یوسف آیه 78 )

محسن بودن انسان چیزی است که برای دیگران هم آشکار می گردد و افراد در برخورد با انسان نیکوکار ، به احسان او پی می برند . ظاهرا برادران جناب یوسف هم با دیدن رفتارهای ایشان و یا شاید شنیدن اوصاف آن حضرت ، به نیکوکار بودن او اعتراف می کنند ، بدون اینکه از فضایل روحی و الهی ایشان اطلاعی داشته باشند و یا ایشان را به عنوان ولی خدا بشناسند . طبق فرمایش امام صادق علیه السلام ، آنچه باعث شده بود حضرت یوسف به صفت احسان معروف  شوند ، این بوده که ایشان لااقل این سه کار را انجام می داده اند : اول اینکه در مجالس برای تازه واردین جا باز می کردند .

 یکی از مصادیق نیکوکاری این است که انسان به احترام تازه وارد جایی برایش باز کند . این مسأله یک کار بسیار کوچک و کم زحمت است که انسان برای اکرام افراد ، کمی برخود سخت بگیرد و برای نشستن دیگران جا باز کند ؛ اما همین کار بی هزینه باعث بزرگی انسان در نزد دیگران می شود و نیکوکاری فرد را در اذهان تداعی می کند .

مثلا در اتوبوس یا مترو انسانی که به احترام دیگران جا باز می کند و از راحتی خود کم می کند تا دیگران هم در راحتی قرار بگیرند ، می توان کار او را نوعی احسان شمرد که علاوه بر مردم در نزد خداوند هم کاری پسندیده و خیر به حساب می آید . بر عکس اگر افراد از سر خودخواهی فقط به دنبال این باشند که جای راحت تری داشته و کاری به دیگران نداشته باشند ؛ قطعا چنین انسان هایی نه در نزد مردم جایگاهی دارند و نه خدا از ایشان خشنود خواهد بود . مصادیق این دوگونه رفتار در حرم اولیاء دین ، مساجد ، هیئات مذهبی و صفوف مختلف قابل مشاهده است . و متدینین باید بیش از دیگران متوجه رعایت این سنت نیکو باشند . کما اینکه در قرآن کریم هم می فرماید : یا ایها الذین آمنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا یفسح الله لکم ...(11/مجادله)

 "ای اهل ایمان وقتی به شما گفته شد در مجالس جا باز کنید ، جا باز کنید ، تا خداوند برای شما گشایش ایجاد کند."

دومین عامل نیکوکار شمردن جناب یوسف این بود که برای افراد محتاج ، طلب قرض می کردند .  گاهی انسان خودش تمکن مالی ندارد تا بتواند به نیازمند قرض دهد و کار او را راه بیندازد ، اما می تواند از آبرو و شخصیت خویش بهره گیرد و از دیگران بخواهد که به فرد نیازمند قرض دهند . این کار نشان می دهد که این شخص نسبت به گرفتاری نیازمند بی تفاوت نیست و حاضر است از اعتبار خود خرج کند تا او را از نیاز برهاند . قطعا چنین کاری نیز از اسباب افزایش اعتبار و احترام انسان نزد مردم است و اگر به نیت صحیحی انجام شود موجب تقرب او به حق تعالی هم خواهد شد .

سومین عامل شهرت یوسف علیه السلام به نیکوکاری این بوده است که به انسان های ضعیف یاری می رسانده و از آنان دستگیری می کرده است . ضعف ، امر بسیار فراگیری است و در امور مختلفی مصداق پیدا می کند . آنچه اهمیت دارد این است که فرد نیکوکار هر کمکی که از دستش برآید ، از فرد ضعیف دریغ نمی کند و خود را یار و همراه او قرار می دهد چه در زمینه مالی ، چه قوای بدنی ، چه ضعف روحی و فکری و یا ضعف در موقعیت اجتماعی .

با توجه به این سه خصلت می توان گفت احسان و نیکوکاری ابعاد بسیار وسیعی از زندگی انسان ها را در بر می گیرد و جوهره ی احسان این است که فرد از خودخواهی و تنها به فکر خویش بودن رها شود و دلش برای دیگر انسان ها هم بتپد و دلسوز افراد جامعه خویش باشد . اگر فرهنگ احسان و نیکوکاری در جامعه ای نهادینه شود و همه افراد جامعه به فکر یکدیگر باشند ، جامعه ای آرمانی به وجود خواهد آمد که افراد نه تنها از دروغ و دغل و فریب یکدیگر نمی هراسند ، بلکه همیشه دیگران را به عنوان یاور خویش تلقی می کنند که به هنگام نیاز می توانند از آنها کمک بگیرند . پس ترویج فرهنگ احسان در جامعه به معنای رخت بستن پلیدی ها و خودپسندی ها از سطح اجتماع است که در پس آن آرامش و امنیت ، فضای جامعه را فرا می گیرد. این برخلاف چیزی است که فرهنگ مادی خودخواهانه و فرد محور در صدد ترویج آن است .    



[1] الکافی 2/637/3


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.