تبلیغات
نقطه سر خط - سیره امام 24
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393

سیره امام 24

   نوشته شده توسط: احمد مقدم شاد    نوع مطلب :سیره امام خمینی ،

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر می خواهید شام بیاورید

خانم ربابه بافقی : ساعت شش الی شش ونیم نوبت قدم زدنشان بود . می آمدند قدم می زدند . بعد می رفتند مشغول نماز می شدند تا اخبار که شروع می شد . اخبار را گوش می کردند . موقعی که می آمدند دست هایشان را بشویند برای شام خوردن ، به ما می گفتند یا من بودم یا کبری خانم صدا می زدند که : اگر می خواهید شام بیاورید . شامشان هم چی بود ، یک خورده ماست و خیار بود یا پنیر یا کاهو ، یک چنین چیزهایی.

با خانم همراهی کن

خانم ربابه بافقی : یک روز خانم کسالت داشتند . امام مرا صدا کردند و گفتند : خانم که تشریف آوردند اینطرف ، با خانم همراهی کن تا این جا بیایند . امام خیلی مهربان بودند . ایشان بین من که کارگرشان بودم با دخترانشان فرقی قایل نبودند .خیلی به من محبت می کردند.

مهر و قهر ص 49

 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.